سلام
من وقعا نميدونم چي بايد بگم. روز 18 تير داداشم با پسر خالم ميرم آتليه كه عكساي خواهر زاده ام رو بگيرن كه يه دفعه ناپديد ميشن. هرجايي رو كه بگين سر زديم ولي به هيچ نتيجه اي نرسيديم.از كلانتري گرفته تا پزشكي قانوني و 110 و اورژانس و ......
فقط ميدونم تو اين حوادث اخير به احتمال زياد دستگير شدن, ولي به چه جرمي رو نميدونم؟ به جرم اينكه جونن و تو اين مملكت دارن زندگي مكنن!!!
روزي 10 بار به زندان اوين و دادسرا انقلاب و .... ميريم ولي هيچكس جوابگو نيست. چه بسا خانواده هايي هستند كه 30روزه از بچه هاشون خبر ندارن . اين آدمهاي بيشعور حداقل اجازه نميدن كه افرادي كه تو حوادث اخير بازداشت شدن به خانواده هاشون زنگ بزنن و اونارو از نگراني در بيارن.
اينا به هيچكس رحم نمينن من اينو وقتي رفتم اوين و خانواده هاي بازداشت شده هارو ديدم فهميدم. از زن 65 ساله گرفته تا دكتر و مهندس و دانشجو و ... همه رو مثل جارو برقي جمع كردن و بردن تو بازداشتگاه حتي به افسرهاي خودشونم رحم نكردن.
نمرديم و دمكراسي رو ديديم.
آقاي احمدي نژاد آزادي در حد مطلق يعني اين؟
آيا درسته كه خشك و تر با هم بسوزن؟
خیلی جالبه که افرادی هم که از سینماهای میدان انقلاب و ولیعصر خارج شدن و قصد رفتن به خانه هاشونو داشتن جزئئ از بازداشت شده ها بودن.
آيا كسي هست كه به فكر بيگناهايي باشه كه بي خود و بي جهت دستگير شدن؟
|
|
مسوولانی كه با تدارك این تحركها زمینهساز حوادث خونین پس از انتخابات شدند باید پاسخگو باشند زیرا با ضرب و زور رادیو و تلویزیون [...] نمیتوان جای شاكی و متهم را عوض كرد. حركت مسالمتآمیز مردم ایران بزرگتر از آن است كه با نسبت دادن به خارج یا گروههای طرد شده از مردم بدنام شود. شمار زیادی از بازداشت شدگان بیماران و حتی زنان باردار تشکیل میدهند. این در حالی است كه هیچ كدام از آنان از حق قانونی انتخاب وكیل و مذاكره با او برخوردار نبوده و محل نگهداری اكثریت آنها برای خانوادههایشان معلوم نیست و حتی سلامت بسیاری از آنان هنوز برای وابستگانشان محرز نمیباشد. همه اینها موارد نقض آشكار قانون بوده و با اصول 22، 23،24،27، 32، 37، 38و 39 قانون و صراحت ماده 125 قانون آیین دادرسی در تناقض است كه توسط دولتمردان كنونی نقض شده و متاسفانه تاكنون واكنشی از سوی قوه قضائیه به نقض قانون نشان داده نشده است. اگر مشكل بازداشت شدگان اخیر به طور سریع حل و فصل نشود عواقب غیرقابل پیشبینی زیادی برای آن متصور است
همه با هم روز پنج شنبه خیابانهای اطراف زندان اوین |
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 1:16 توسط GHORBATY
|
يك دانشجوي كارشناسي ارشد دانشگاه سمنان يكشنبه شب در خوابگاه دانشگاه اقدام به خودكشي كرد. يوسفي معاون فرهنگي دانشجويي دانشگاه سمنان در گفتگو با ايسنا، با تاييد اين خبر، با اشاره به ناموفق بودن اين خودكشي، علت احتمالي خودكشي دانشجوي مذكور را افسردگي و مسائل روحي و رواني بيان كرد. وي افزود: اين دانشجو سريعا با آمبولانس به بيمارستان منتقل شد و تحت درمان اقدامات اوليه قرار گرفت. ضمن آنكه رئيس، معاون فرهنگي و برخي ديگر از مسئولان دانشگاه نيز جهت پيگيري موضوع، در محل حادثه حاضر شدند. معاون دانشگاه سمنان با اشاره به انتقال دانشجوي مذكور به بيمارستاني در تهران و كمك دانشگاه در پرداخت بخشي از هزينههاي درماني اين دانشجو، گفت: طبق آخرين اخبار اين دانشجو هم اكنون در كما به سر ميبرد. به گفته يوسفي، اين دانشجو براي خودكشي از شيوه خفه كردن استفاده كرده بود. گفتني است، نامبرده دانشجوي ورودي بهمن ماه سال 86 در مقطع كارشناسي ارشد رياضي و اهل اليگودرز ميباشد.
شنبه,12 اردیبهشت,1388 - شماره : 2617
روزنامه اعتماد ملی
------------------------------------------
البته طي نتايج بدست امده مشخص شد كه توسط شخص يا اشخاصي كشته شده. كسي كه در مقطع كارشناسي ارشد رياضي درس ميخونه و هيچ مشكلي نداره چطور ميتونه خود كشي كنه؟؟
اين دانشجو هيچ مشكل افسردگي و مسائل روحي و رواني نداشته و تمام مطالبي كه دانشگاه و مطبوعات در اين مورد اعلام كردند دروغي بيش نيست.
در ضمن بر اثر مرگ مغزي از بين رفت كه تمام روزنامه ها و سايت هاي معتبر كشور اعلام كردند كه اين دانشجو براي خودكشي از شيوه خفه كردن استفاده كرده بود .
واقعا براي جامعه تحصيلكرده و مطبوعات و مسئولان دانشگاهي كشورمون متاسفم.
خواهش ميكنم اگه كسي از اين موضوع اطلاعي داره يا قاتل رو ميشناسه تو قسمت نظرات عنوان كنه تا خون اين جوان پايمال نشه.
درد من از حصار برکه نیست ، درد من از زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نمیکند.
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:59 توسط GHORBATY
|
دستان پرنوازش بهار ، طبيعت خفته را از خواب بيدار مي سازد، و زمين و درخت رازهاي رنگارنگ و عطرآگين خويش را نثار نگاه ما مي کنند. در سال جديد خورشيدي، سبزي ، شادي ، کاميابي، بهره وري، اثربخشي فعاليتها و بهروزيتان را از درگاه ايزد منان آرزومندم.
اي کاش هر روزمان نو روز باشد تا نو شويم خودمان ، انديشه هايمان و عشقمان به همه زيبايي ها.
سال نو مبارک 
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 3:26 توسط GHORBATY
|
لطفا در خبر نامه دانشگاه عضو بشين تا در جريان جديد ترين خبر ها و اطلاعيه هاي دانشگاه قرار بگيريد.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 15:5 توسط GHORBATY
|
خدا پدر و مادر اين اساتيد دانشگاه آزاد سمنان رو......
من موندم به خدا از دست اين اساتيد چيكار كنم؟؟؟؟
نميدونم اينا چه توقعي از دانشجوي بدبخت دارن آخه؟ عين سگ درس ميخونيم و تو سر خودمون ميزنيم, اخر سر هم يا درسارو به لطف اساتيد مي افتيم و يا مشروط ميشيم.
نميشه آدم از يه پيكان 58 تو جاده هاي ايران ,توقع يه bmw2008 رو توي اتوبان هاي آلمان داشته باشه.( شير فهم هست ديگه؟)
بلا نسبت بعضي از اساتيد با سواد و فهميده (استثناء) بقيشون مثل خري ميمونن كه فقط جزوهاي دوره هاي دانشجويي خودشونو حمل ميكنن ,كه اگه اونم ازشون بگيريم با اون آقا خره هيچ فرقي ندارن. به خدا چند بار پيش اومده كه از روي جزوه هم اشتباه درس دادن.
بعضي هاشونم كه نيم ساعت از سر و ته كلاس ميزنن و يه جزوه در به داغون ميگن, بعد سوالاي امتحانشونو از سايت دانشكده هاي خارجي در ميارن و خيال ميكنن كه خيلي ميفهمن و با سوادن.
اگه تونستين درسو يه جوري بگين كه 80% بچه ها بفهمند اون موقع ميتونيد حرفي واسه گفتن داشته باشين, سوال سخت دادن كه هنر نيست.
به نظر شما 20% قبولي (اونم با 10 و 11) چي رو ميتونه برسونه؟
سطح علمي دانشكده؟
درك و فهم و سواد استاد؟
ريختن آبروي دانشجو و يا پر كردن حساب دانشگاه؟
به خدا اگه تو هر دانشگاه ديگه اينقدر زحمت ميكشيديم معدلمون كمتر از 17 نميشد.
به چيه اين دانشگاه دل خوش كنيم آخه؟ به اون ساختمون زيبا و خوشگلش كه بوي دستشوييش تو سالن حال آدمو به هم ميزنه, و يا اون فضاي سبزش و درختاي سر به فلك كشيدش , و يا استاداي خوش اخلاق و با سواد و با شعورش؟
اين هم از وضع انتخاب واحدشون كه اصلا تا 4 ساعت سايت دانشگاه تو هيچ شهري باز نميشد, وقتي هم كه باز شد همه كلاسا پر بود. ( حالا خدا ميدونه چطوري؟).
اونم از شهرش كه مثل شهر ارواح ميمونه و يه جاي درست و حسابي نداره .
اي كاش
اي كاش
اي كاش
عدالتي در كار بود.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 22:35 توسط GHORBATY
|
فتن به دانشگاه آزاد فرصت های درخشانی رو در مسیر زندگی در اختیار من قرار داد که ذکر چند تایی از اونها خالی از لطف نیست. اگر به دانشگاه آزاد برید... خوش تیپ بودن رو تجربه می کنید..

با فنون و رموز دوی صحرانوردی به صورت کاملا حرفه ای آشنا می شوید.

مهارت و قدرت شما برای جایگیری در فضا های اندک افزایش می یابد.

لذت همصحبتی با سایر موجودات زنده و دستگیری از ایشان را تجربه می کنید.

و در صورت مونث بودن می توانید مطمئن باشید که مسئولین دانشگاه از طرق مختلف از حقوق شما در برابر جانوران موزی موجود در فضای دانشگاه دفاع خواهند کرد:
جدا سازی ورودی دانشگاه و فضاهای عمومی.

نمونه یک جانور کاملا موزی.

نشاندن پسرها در ردیف جلو برای ممانعت از رویت شدن خواهران دانشجو توسط ایشان

تعیین افرادی صاحب صلاحیت برای گوشزد نکاتی که ممکن است به تحریک برادران دانشجو منجر شود.

شاهکارهای ادبی ایران به صورت کاملا عملیو تجربی به شما آموزش داده می شود.
این جلسه: هفت خوان رستم

خوب اگر هم خدای ناکرده در فضای باز این دانشگاه به بعضی دانشجونماها فشار بیاد، بالاخره یک جایی خودشون رو خالی می کنن دیگه ...

خوب حالا من هر چی میکم بیایید دانشگاه آزاد خوش می گذره بگید نه!
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 20:48 توسط GHORBATY
|
لطفا تا آخر متن را بخوانید !
چرا خاتمی؟؟؟؟؟؟؟

این روزها یادداشت و پیامهای زیادی از دوستان دریافت میكنم
بعضی بنده را مورد لطف و تشویق وبرخی مورد توبیخ قرار میدهند
اما با تمام احترامی كه برای این دو گروه قائلم روی سخن این مبحث با گروه سوم است
چرا كه گروه اول راه خود را به خوبی پیدا كرده اند وبر گروه دوم حرف امثال من تاثیر گذار ....
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 20:39 توسط GHORBATY
|
افزايش بار علمي به طور نا خواسته !
كمبود شديد خواب و كاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقيقه !
رواج فرهنگ غلط پاچه خاري براي معلمان !
افزايش خشونت عليه حيوانات (خر زني !!!)
چپ و چول شدن چشمها بر اثر روش هاي غلط تقلبي !
سردرد حاصل از تمركز
+
نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 12:15 توسط GHORBATY
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 0:17 توسط GHORBATY
|
چرا كه سال فقط 365 روز است. در حالی كه:
1) در سال 52 جمعه داریم و میدانید كه جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب 313 روز باقی میماند.
2) حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است كه به دلیل گرمای هوا مطالعه ی دقیق برای یك فرد نرمال مشكل است. بنابراین۲۶۳ روز دیگر باقی میماند.
3) در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است كه جمعا" 122 روز میشود. بنابراین 141 روز باقی میماند.
4) اما سلامتی جسم و روح روزانه 1 ساعت تفریح را میطلبد كه جمعا" 15 روز میشود. پس 126 در روز باقی میماند.
5) طبیعتا" 2 ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است كه در كل 30 روز میشود. پس 96 روز باقی میماند.
6) 1 ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افكار به صورت تلفنی لازم است. چرا كه انسان موجودی اجتماعی است. این خود 15 روز است. پس 81 روز باقی میماند.
7) روزهای امتحان 35 روز از سال را به خود اختصاص میدهند. پس 46 روز باقی میماند.
8) تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دست كم 30 روز در سال هستند. پس 16 روز باقی میماند.
9) در سال شما 10 روز را به بازی میگذرانید. پس 6 روز باقی میماند.
10) در سال حداقل 3 روز به بیماری طی میشود و 3 روز دیگر باقی است .
11) سینما رفتن و سایر امور شخصی هم 2 روز را در بر میگیرند. پس 1 روز باقی میماند.
12) 1 روز باقی مانده همان روز تولد شماست. چگونه میتوان در آن روز درس خواند؟!!
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 13:34 توسط GHORBATY
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 2:7 توسط GHORBATY
|
با سلام.
انتخاب واحدارو دیدین؟
دیدین چه بلایی سرمون اوردن؟
اصلا معلوم نیست ظرفیت ۲۵ نفره چه جوری میشه ۳۰ نفر بدون اینکه ظرفیت باقیمانده از صفر دراد؛بهر حال نور چشمی های دانشگان دیگه، از ما بهترون.
ما که گند زدیم با این انتخاب واحد ایشالا شما خوب انتخاب واحد کرده باشید که البته، بعید میدونم!
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 16:7 توسط GHORBATY
|
-----دوشنبه اول مهر:
امروز روز اولي است كه من دانشجو شده ام. شماره ي كلاس را از روي برد پيدا كردم.
توي كلاس هيچ كس نبود، فقط يك پسر نشسته بود. وقتي پرسيدم «كلاس ادبيات اينجاست؟» خنديد
و گفت:بله، اما تشكيل نمي شه(!)و دوباره در مقابل تعجبم گفت كه يكي دو هفته ي اول كه كلاس ها
تشكيل نمي شود و خنديد.
با اينكه از خنديدنش لجم گرفت، اما فكر كنم او از من خوشش آمده باشد؛ چون پرسيد كه ترم يكي
هستيد يا نه. گمانم مي خواست سر صحبت را باز كند و بيايد خواستگاري؛ اما شرط اول من براي
ازدواج اين است كه شوهرم زياد نخندد!
***
دو هفته بعد، سه شنبه:امروز دوباره به دانشگاه رفتم. همان پسر را ديدم از دور به من سلام كرد،
من هم جوابش را ندادم. شايد دوباره مي خواست از من خواستگاري كند. وارد كلاس كه شدم
استاد گفت:"دو هفته از كلاس ها گذشته، شما تا حالا كجا بوديد؟" يكي از پسرهاي كلاس گفت:
«لابد ايشان خواب بودن.» من هم اخم كردم. اگر از من خواستگاري كند، هيچ وقت جوابش را
نمي دهم چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد طعنه نزند!
***
چهارشنبه:
امروز صبح قبل از اينكه به دانشگاه بروم از اصغر آقا بقال سر كوچه كيك و سانديس گرفتم
او هم از من پرسيد كه دانشگاه چه طور است؟ اما من زياد جوابش را ندادم. به نظرم مي خواست
از من خواستگاري كند، اما رويش نشد. اگر چه خواستگاري هم مي كرد، من قبول نمي كردم؛
آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه تحصيلات شوهرم اندازه ي خودم باشد!
***
جمعه:
امروز من خانه تنها بودم. تلفن چند بار زنگ زد. گوشي را كه برداشتم، پسري گفت:
خانم ميشه مزاحمتون بشم؟ من هم كه فهميدم منظورش چيست اول از سن و درس
و كارش پرسيدم و بعد گفتم كه قصد ازدواج دارم، اما نمي دانم چي شد يخ كرد و گفت
نه و تلفن را قطع كرد. گمانم باورش نمي شد كه قصد ازدواج داشته باشم. شرط اول
من براي ازدواج اين است كه شوهرم خجالتي نباشد!
***
سه هفته بعد شنبه:
امروز سرم درد مي كرد دانشگاه نرفتم. اصغر آقا بقال هم تمام مدت جلوي مغازه اش
نشسته بود، گمانم منتظر من بود. از پنجره ديدمش. اين دفعه كه به مغازه اش بروم
مي گويم كه قصد ازدواج ندارم تا جوان بيچاره از بلاتكليفي دربيايد، چون شرط اول من
براي ازدواج اين است كه شوهرم گير نباشد!
***
سه شنبه:
امروز دوباره همان پسره زنگ زد؛ گفت كه حالا نبايد به فكر ازدواج باشم. گفت
كه مي خواهد با من دوست شود. من هم گفتم تا وقتي كه او نخواهد ازدواج كند
ديگر جواب تلفنش را نمي دهم، بعد هم گوشي را گذاشتم. فكر كنم داشت امتحانم
مي كرد، ولي شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم به من اعتماد داشته باشد!
***
چهارشنبه:
امروز يكي از پسرهاي سال بالايي كه ديرش شده بود به من تنه زد؛ بعد هم عذرخواهي كرد،
من هم بخشيدمش. به نظرم مي خواست از من خواستگاري كند، چون فهميد من چه همسر
مهربان و با گذشتي برايش مي شوم؛ اما من قبول نمي كنم. شرط اول من براي ازدواج اين است
كه شوهرم حواسش جمع باشد و به كسي تنه نزند!
***
جمعه:
امروز تمام مدت خوابيده بودم؛ حتي به تلفن هم جواب ندادم، آخر بايد سرحرفم بايستم.
گفته بودم كه تا قصد ازدواج نداشته باشد جواي تلفنش را نمي دهم. شرط اول من براي
ازدواج اين است كه شوهرم مسئوليت پذير باشد!
***
دوشنبه:
امروز از اصغرآقا بقال 2 تا كيك و سانديس گرفتم. وقتي گفتم دو تا، بلند پرسيد چند تا؟
من هم گفتم دو تا. اخم هايش كه تو هم رفت فهميد كه غيرتي است. حالا مطمئنم
كه او نمي تواند شوهر من باشد. چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم
غيرتي نباشد، چون اين كارها قديمي شده!
***
پنچ شنبه:
امروز دوباره همان پسره تلفن زد و گفت قصد ازدواج ندارد، من هم تلفن را قطع كردم. با او هم ازدواج نمي كنم؛ چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم هي مرا امتحان نكند!
***
دوشنبه:
امروز روز بدي بود. همان پسر سال بالايي شيريني ازدواجش را پخش كرد. خيلي ناراحت شدم گريه هم كردم ولي حتي اگر به پايم هم بيفتد ديگر با او ازدواج نمي كنم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم وفادار باشد!
***
شنبه:
امروز يك پسر بچه توي مغازه ي اصغرآقا بقال بود. اول خيال كردم خواهرزاده اش است، اما بچه هه هي بابا بابا مي گفت. دوزاريم افتاد كه اصغرآقا زن و بچه دارد. خوب شد با او ازدواج نكردم. آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زن ديگري نداشته باشد!
***
يكشنبه:
امروز همان پسري كه روز اول ديدمش اومد طرفم. مي دانستم كه دير يا زود از من خواستگاري مي كند. كمي كه من و من كرد، خواست كه از طرف او از دوستم "ساناز" خواستگاري كنم و اجازه بگيرم كه كمي با او حرف بزند. من هم قبول نكردم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم چشم پاك باشد!
***
ترم آخر :
امروز هيچ كس از من خواستگاري نكرد. من مي دانم مي ترشم و آخر سر هم مجبور مي شم زن اكبرآقا مكانيك بشوم
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 17:57 توسط GHORBATY
|
در ثنای دانشگاه آزاد:
سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، كه تركش موجب بي مدركي است و به كلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي كه آغاز مي شود موجب پرداخت زر است و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سالي دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب...... از جيب و جان كه بر آيد ...... كز عهده خرجش به در آيد
دعاي پاس کردن درس:
الهي ادرکني پاسا ترمي به نمرتي دهي و دوازدهي و حفظا من مشروطي و فلجا استادي و لغوا امتحاني بحق برفا و آلودگي جوا اين دعا رو امشب به همه توصیه کن و تا آخر ترم ديگه درس نخون مطمئن باش جواب ميگيري ...شک نکن...
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 18:44 توسط GHORBATY
|
1) كدام مورد كوتاهتر است؟
الف) مدت خوشحالي بعد از قبولشدن در دانشگاه
ب) عمر پدر دانشجويان دانشگاه آزاد
ج) مانتوي خواهران دانشجو
د) پاي فارغالتحصيلان نسبت به دستشان
2)در كدام نقطه هنوز واحدي از دانشگاه آزاد احداث نشده است؟
الف) فلات تبت
ب) كوههاي كليمانجارو
ج) جزاير گالاپاگوس
د) قطب جنوب و حومه
3)در مورد غذاي سلف بين كدام دو مورد ارتباط بيشتري وجود دارد؟
الف) تعداد قمريهاي دانشگاه و زرشك پلو با مرغ
ب) ارتفاع چمن فضاي سبز دانشگاه و قورمه سبزي
ج) تعداد گربههاي دانشگاه و چلوگوشت
د) به علت رعايت مسايل بهداشتي از نوشتن گزينهي آخر معذوريم.
4)علت سقوط هواپيماي كنگوايرلاينز چه بود؟
الف) مطلعشدن خلبان از قبولي پسرش در دانشگاه آزاد چند لحظه قبل از سقوط
ب) اعلام خبر ورود دكتر جاسبي به كنگو در تلويزيون هواپيما
ج)مسئول كنترل سوخت هواپيما فارغالتحصيل دانشگاه آزاد بوده است.
د) تمام موارد فوق به نحوي در بروز اين حادثهي دلخراش موثر بوده است.
5)داغترين خبر سال چه بود؟
الف) انفجار شاتل كلمبيا
ب) محاكمهي صدام
ج) انقراض نسل اورانگوتانها در برمه
د) فارغالتحصيلي يك دانشجوي كارشناسي دانشگاه آزادي در هشت ترم
6)كدام مورد در بين دانشجويان دانشگاه آزاد ديده نميشود؟
الف) حال و حوصله درسخواندن
ب) جنبش نرمافزاري و توليد علم
ج) عبرت از گذشتگان
د) اميد به آينده
7)طراح سوالات! كدام مورد را شديداً تكذيب ميكند؟
الف) نشر اكاذيب
ب) خصومت با دانشگاه آزاد
ج) همكاري با القاعده
د) هيچكدام
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 18:42 توسط GHORBATY
|
زمان : ساعت هفت صبح
مکان : ورودی دانشگاه آزاد اسلامی
آغاز ترم اول.بنده خدا ایستاده و داره اینا رو با خودش واگویه می کنه : ” یوهو ، ایول ، منم دانشجو شدم ، هی ” دکتر جاسبی ” روت کم شد؟ دیدی هر کاری کردی نتونستی پسر عموتو بیاری تو دانشگاه؟دیدی به حقم رسیدم؟ یوهو ، ایول دانشجو… ”
بعدشم موبایلشو در میاره و : ” الو؟سلام مامان.آره خودمم آقا مهندس آینده ت… چطوری؟ بابا چطوره؟ دانشگاه؟ خوبه… عالیه. هنوز نرفته همه فهمیدن من قراره ثلث اولو با معدل بیست قبول بشم. همین الان یکی از دانشجوها داشت بهم می گفت بهت واسه هر امتحان پنجاه هزار تومن می دم بهم تقلب برسون… چی؟ من چی گفتم؟ معلومه دیگه گفتم من دنبال پول حروم نیستم. من اومدم خودم قبول شم… باشه مامان… باشه… اگه کس دیگه گفت قبول می کنم. چشم. سلام برسون. خدافظ ”
بعدشم حرکت می کنه بره تو دانشگاه که .....
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 18:31 توسط GHORBATY
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 0:32 توسط GHORBATY
|
منت
دانشگاه آزاد را که ترکش موجب بی مدرکی است و به کلاس اندرش مزید بی پولی.
هر ترمی که آغاز می شود موجب پرداخت زر است و چون پایان می یابد موجب خالی
شدن جیب. پس در هر سالی دو ترم موجود است و در هر ترمی شهریه ای واجب.
از جیب و توان که برآید / کز عهده شکرش به درآید
باران
شهریه بی حسابش همه را رسیده و کلاسهای لانه زنبوری اش همه جا کشیده، پرده
ناموس دانشجو به واسطه بی پولی ندرد و او را به زبان خوش به بیرون از
دانشگاه روانه سازد.
حسابداری
دانشگاه را گفته تا فرش اسکناسین بگستراند و معمار دانشگاه را فرموده تا
بنای آنچنانی در کوه و بیابان برپا کند.دانشجویان را به خلعت کارشناسی
قبای پرخرج لیسانس دربرگرفته و اطفال پشت کنکوری
را به آرزوی دانشگاه کلاهی گشاده بر سر نهاده، دیپلمه ی بیکار به قدرت او
لیسانس بیکار گشته و لیسانس بیکار به تربیتش دکتر بیکار گشته.
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند / تا تو مدرک به کف آری و به کارش نبری
همه مانند تو سرگشته و بیکار و غمین / طی شده عمر به بی حاصلی و بی خبری
درخبر
است که در پایان سالیان دراز تحصیل کوزه ای سفالین کرامت کنند با مدرکی
دهان پرکن! تا آن مدرک را بر در کوزه نهاده و آبش بنوشند.
هرگاه
که یکی از چاکران درس نخوانده پریشان روزگار دست انابت به امید اجابت به
درگاه استاد جلیل القدر و عظیم الشان بردارد، مراد بر مرید نظر نکند، بازش
بخواند، باز ناز کند، بازش به اصرار و التماس بخواند، استاد فرماید: ای
چاکران شاهد باشید که بر این دانشجوی پررو غضب نمودم و او را از ارفاق های
خود محروم کرده و جگرش را خون و چشمانش را گریان خواهم نمود.
عاکفان
درگاه استاد به تقصیر مطالعه معترف و واصفان جمالش در پاسخ به سؤالات
امتحانی متحیر. یکی از چاکران سر بر آستان استاد نهاده و در امید دیدار
استاد مستغرق گشته بود. حالیکه استاد بازآمد حالتها برفت و کرامتها مشاهده
شد. یکی از دوستان گفت: از این درگاه که بودی چه مژده ما را کرامت کردی؟
گفت: بخاطر داشتم که چون برسیدم از صولت و جلال استاد چنان لرزه بر پشتم
افتاد که جمله آرزوهایم از یاد برفت.
ای کمتر از خیال و گمان و وهم / وز هرچه گفته اند و شنیده ایم و خوانده ایم
تحصیل تمام گشت و به آخر رسید ترم / ما همچنان اقساط شهریه را نپرداخته ایم.
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 17:27 توسط GHORBATY
|
ولادت مولی الموحدین امیرالمومنین حیدر كرار شیر خدا مولود كعبه وفرا رسیدن روز پدر را خدمت شما دوستان تبریك و تهنیت عرض میكنم.
پدرم
به یمن لطف تو بختم بلند خواهد شد
سرم به خاك رهت ارجمند خواهد شد
لبی كه زمزمه درد می كند شب و روز
به یمن روی تو پر نوشخند خواهد شد
روزت مبارک
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 22:40 توسط GHORBATY
|
چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند يک هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاريخ امتحان اشتباه کردهاند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضيح دهند . بنابر اين آنها براي توجيه غيبت در امتحانشان فكري كردند !
آنها به استاد گفتند : ما به شهر ديگری رفته بوديم که در راه برگشت لاستيک خودرومان پنچر شد و از آنجايی که زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولانی نتوانستيم کسی را گير بياوريم و از او کمک بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم. استاد فکری کرد و پذيرفت که آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند.
چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند. آنها به اولين مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سؤال خيلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند. سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سؤال اين بود :
کدام لاستيک پنچر شده بود...؟!!
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 15:47 توسط GHORBATY
|
دیگه مثل اینکه اعتصاب کردنم تو این دانشگاه واسه مسئولاش عادی شده
۲روز غذا خوب میشه دوباره میشه مثل قبل
چمنارو میزنن قرمه سبزی میدن
کلاغارو میزنن مرغ میدن
محوطه رو جارو میزنن عدس پلو میدن
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 15:45 توسط GHORBATY
|
اینجا نماز خانه است یا.....
قدم نورسیده مبارک
این همه سرویس بعد مشکل جابه جایی؟؟؟؟
هنوزم صاحب این موتورسیکلت واسم مبهمه؟؟؟؟؟؟
اینم یه روش جدید برای نصب ایستگاه اتوبوس
چمن یخ زده (اسکی رو چمن یا رو یخ)؟
اینم از وضعیت توالت های بازارچه ( واقعا باعث تاسفه)
ادامه مطالب و عکسها در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 14:33 توسط GHORBATY
|
قربونش بشم دانشگامون خیلی خوشکل بود درختاشم خشک شد
اخه کجای دنیا دیدی اکالیپتوسو ....
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 13:59 توسط GHORBATY
|
دلمون خوش بود سایت دانشکده مون دلبازه و خنک.
بیا ببین از گرما چیزی نمونده تلف شیم،اگه را داشت یه عکس مینداختم تا به خوبی مستحضر شید که چی چی میگم.
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 14:28 توسط GHORBATY
|
ای نسیم سحر آرامگه یار كجاست؟
مدرك لیسانس اینجاست ولی كار كجاست؟
هر كجایی كه من مدرك خود را بردم
پاسخ این بود كه یك پارتی پولدار كجاست؟
روز و شب هر چه دویدم پی همسر گفتند
از برای چو تویی همسر و غمخوار كجاست؟
پدر دختره تا دید مرا با فریاد
گفت اوٌل تو بگو درهم و دینار كجاست؟
خانه در جردن و شمران چه داری بچه؟
پست و عنوان و یا حجره و انبار كجاست؟
ست الماس و گلوبند زمرد كه به آن
بكند دختر من فخر در انظار كجاست؟
یك عدد بنز مدل 98 دو در
تا كند فیس در آن در بر اغیار كجاست؟
اعتیاد ار كه نداری و سلامت هستی
برگی پاكی ژن ار دكتر و بهیار كجاست؟
هر چه فریاد زدم حرف مرا كس نشنید
كه به دادم برسد؟ گوش بدهكار كجاست؟
نیست چون بهر جوان عیب اكنون حمٌالم
توی میدان بكنم باربری، بار كجاست؟
مدرك لیسانس خود را بفروشم به دو پول
ایهالناس بگویید خریدار كجاست؟
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 18:48 توسط GHORBATY
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 17:30 توسط GHORBATY
|
دوستانه عزیزی که قصد همکاری با سایت را دارند لطفا مطالب و عکس های خود را به ایمیل سایت بفرستند.
ایمیل و اسم شما محفوظ میماند.
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 17:0 توسط GHORBATY
|
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته بجاست
ای خوش آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 12:33 توسط GHORBATY
|
به سلامتی رییس دانشگامونم عوض شد
انتصاب دکتر قرابی رابه سمت ریاست دانشگاه آزاد اسلامی واحد سمنان تبریک عرض میکنیم.
امید داریم درصد مشروطین از این پس بکاهد.
. دکتر قرابی رییس جدید دانشگاه برو حالشو ببر.
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 10:52 توسط GHORBATY
|
این کلاسه درسه یا ...

ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 11:35 توسط GHORBATY
|