X
تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامی واحد سمنان
هفدهم مهر ساعت يازده روبروي ساختمان مرکزي دانشگاه آزاد اعتراض خود را به نحوه اجراي سرويس هاي اياب و ذهاب اعلام مينماييم...اطلاع رساني شود
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 20:51 توسط Ali T |

به استاد میگی استاد لا اقل ۷.۵ بکن ۸ بتونم هم نیاز کنم....

میگه فکر کردی برا چی بهت ۷.۵ دادم؟؟!

دانشگاهه ما داریم؟؟


يه بار میخوام برم آشپزخونه سلف ببینم دقیقا چی به خوردمون میدن....ولی جرئت ندارم

میترسم همون جا تگری بزنم

سلفه ما داریم؟؟

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 12:36 توسط Ali T |

بلندترين شب سال هم، خورشيد را ملاقات خواهد کرد و اين يعني

بوسه گرم خداوند بر صورت زندگي وقتي همه چيز يخ مي زند...

يلدا مبارک
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 21:35 توسط Ali T |

روز قلم های تیز , روز اندیشه های نو , روز شما
 روز دانشجو مبارک.

دیوارهای دانشگاه را بلندتر از دیوارهای زندان ساخته بودند ، حق داشتند ... ! نگهبانی از فکر ها خیلی دشوار تر از نگهبانی از جرم است

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 23:23 توسط Ali T |

فقط سوپ کلم است که حال آدم را بیشتر از امتحان بهم میزند --- آلبرت انیشتین

امتحان مسخره ترین کار دنیاست ---- جرج برنارد شاو

امتحان بدون تقلب مثل کریسمس بدون درخت است ---- کی اس الیت

امتحان بخشی از زندگی است ،نه زندگی امتحانست --- پائولو کویئلو

امتحان در صورت عدم حذف پزشکی ، اولین گام در جهت شروع چاپلوسی پیش استاد برای نمره ی ده گرفتن است ---- کامی نیک صالحی

چی گفتید امتحان؟ اصلا معنی اش را نمی دانم ---- جرج اورول

امتحان فقط یه بازیه ... یه بازیه مسخره ---- از دیالوگهای فیلم نیش

هر کس را میخواهی از خودت متنفر کنی ،امتحانش کن ---- یک ضرب المثل برمه ای

توی مدرسه هر سوالی را که در امتحانهایم درست جواب میدادم ، بعدا می فهمیدم که کاملا غلط بوده این اتفاق بعدها در زندگیم هم ادامه یافت . هر وقت فکر کردم درست رفتار کرده ام ،دیدم یک جای کار اشتباه بود ----- ارنست همینگوی
+ نوشته شده در شنبه یکم آبان 1389ساعت 0:43 توسط Ali T |

دوستاني كه علاقه به اداره اين بلاگ دارن ايميل بزنن .

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مهر 1389ساعت 0:52 توسط Ali T |

آغاز سال تحصیلی جدید رو  به همه دانشجوهای عزیز مخصوصا ورودیهای جدید تبریک میگم و امیدوارم که خاطرات و لحظات خوشی رو در این خراب شده تجربه کنید .

امیدوارم دوستان جدیدمون در سایه پشتکار و اراده قوی با دل هایی امیدوار و گام هایی استوار در مرحله جدیدی از زندگی که در اون قدم نهادند موفق و پیروز باشند .

انشالله در کنار هم و با هم , با انگیزه و شوری مضاعف در جهت رسیدن به معنای واقعی دانشجو بکوشیم .

بیایید دست در دست هم , با عزمی جدی و دلهایی سراسر یکرنگی تلاش کنیم برای رسیدن به افقهای دوردستی که منتظر من و توست...

 منتظر ماست ...

برای همه شما دوستان آرزوی موفقیت و بهروزی دارم . 

 لبی پر خنده و دلی شاد داشته باشید .

دوستدار شما: علي توكلي

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مهر 1389ساعت 21:52 توسط Ali T |

دوستان عزیزی که سوال و یا درخواستی از مدیر سایت دارن لطفا ایمیل بزنن.

email:semnaniau@gmail.com

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389ساعت 21:6 توسط Ali T |

دیروز درسم تو دانشگاه سمنان به پایان رسید. در این راه خیلی سختی کشیدم ولی بالاخره تمام شد. برای من تمام شدنش هم خیلی سخت بود.

 در این راه دوستان  زیادی پیدا کردم . جنگ های روانی زیادی داشتم که خوشبختانه با همه کمبود ها  الان بعد از یک روز از پایان درسم همه ی این سختی ها برام  تبدیل شده به بدترین خاطرات در این 3سال .


3سال تلاش و زحمت بی وقفه .3سال بی خوابی. ولی باز خوشحالم از آشنایی با همه شما دوستان و خوشحال از اینکه توانستم از این مراحل سخت سر بلند بیرون بیام و غمگین از فراق دوستانی گرانقدر و مهربان چون بعضی از شما.

جا دارد تشکر کنم از کادر اساتید دانشگاه و كارمندان که در این 3سال بدون هیچ چشمداشتی تحمل سختی کردند و اشك را از چشمان ما جاری.

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم شهریور 1389ساعت 3:25 توسط Ali T |

اهل دانشگاهم
روزگارم خوش نیست
ژتونی دارم ، خرده پولی ، سر سوزن هوشی
دوستانی دارم بهتر از شمر و یزید
دوستانی هم چون من مشروط
و اتاقی که که همین نزدیکی است ،پشت آن کوه بلند.
اهل دانشگاهم !
پیشه ام گپ زدن است.
گاه گاهی هم می نویسم تکلیف،می سپارم به شما
تا به یک نمره ناقابل بیست که در آن زندانی است،
دلتان تازه شود – چه خیالی – چه خیالی
می دانم که گپ زدن بیهوده است.
خوب می دانم دانشم کم عمق است.
اهل دانشگا هم،
قبله ام آموزش ، جانمازم جزوه ، مُهرم میز
عشق از پنجره ها می گیرم.
همه ذرات مُخ من متبلور شده است.
درسهایم را وقتی می خوانم
که خروس می کشد خمیازه
مرغ و ماهی خوابند.

استاد از من پرسید : چند نمره ز من می خواهی ؟
من از او پرسیدم ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم مرداد 1389ساعت 22:8 توسط Ali T |

دانشجو :  آواره ، جماعت خر از پل گذشته ، کسی که در پایان

 هر ترم تصمیم به انصراف از تحصیل می گیرد .


دانشگاه :  کعبه ی آمال پشت کنکوری ها ،  محل مناسب برای

 جزوه به دستان  ،  به غلط برخی می پندارند هنوز محل دانش

 آموختن است .


استاد : گوینده ی جزوه   ،   گره گشای ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم تیر 1389ساعت 19:36 توسط Ali T |

هم‌كلاسی گرامی:

این‌كه با وجود این لب‌های شتری و چشمای وق‌زده و پوست مثل ته‌دیگ عدس‌پلو، زحمت زدن یه رژ لب هم به خودت نمی‌دی، بخاطر زیبایی سادگی شما نیست، اعتماد به نفس كاذب متاسفانه معضل بزرگی‌ست!

همكار محترم:

درست است كه چند روزی تا عید مانده ولی اگه فقط این‌بار ناپرهیزی كنید و چند روزی زودتر حموم بروید، بنده شخصا تضمین می‌نمایم كه به هیچ‌كدام از قوانین فیزیكی و شیمیایی عالم برنمی‌خورد.

ضمنا یه چیزای دسته‌داری معمولا جلوی آینه حمام یا دست‌شویی می‌گذارند كه سرشون پرز دارد، سالی دو سه بار از اینا بكشید به دندانتان، اعضای شركتی رو ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم تیر 1389ساعت 19:21 توسط Ali T |

امروز گفتم بيامو يه كمي در مورد دانشگاهمون حرف بزنم

دانشگاه ما بهترين دانشگاه دنياست. به خدا جدي ميگم.

زيباترين كوير دنيا با دانشگاه منحصربه فردش در منطقه سمنان قرار دارد تا جايي كه مي توان اين منطقه را نمايشگاهي از زيبايي هاي دنيا ناميد. سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري، اين دانشگاه  را ستاره كوير ناميده است؛ ستاره اي كه با اساتيد افسانه اي و شوره زارهاي حاشيه آن و همين طور ديدني هاي منحصر به فرد آن از جمله انتظامات و سالن امتحانات و فضاي خاكي وسنگي آن مي تواند به يك منطقه ويژه گردشگري تبديل شود.

اين دانشگاه يكي از گرم  و خشك ترين دانشگاه هاي دنيا ميباشد.

اگرچه زيبايي هاي طبيعي و منحصر به فرد دانشگاه سمنان به خوبي براي گردشگران خارجي و داخلي معرفي نشده و هنوز براي بسياري از علاقه مندان به علم، اين دانشگاه و جذابيت هايش ناشناخته مانده است ؛اما با اين حال در سال هاي اخير اين دانشگاه جالب و ديدني، دانشجويان  زيادي را به خود ديده است و اينك با ورود دسته دسته دانشجو از سراسر ايران و حتي از جهان، آرام آرام از تنهايي خارج شده است و ديگر اين دانشگاه منحصر به فرد يك اقليم و منطقه جغرافيايي نيست بلكه منطقه اي جذاب براي دانشجويان به شمار مي آيد.

سلف دانشگاه يا ... ، منطقه اي جذاب و ديدني است كه در 2 كيلومتري شمال دانشكده مهندسي، قرار دارد؛ با اين حال به دليل نداشتن جاده و مسير مشخص، فقط عده معدود آشنا به منطقه مي توانند به آن جا سفر كنند.

اين دانشگاه به عنوان گرم ترين نقطه كره زمين معرفي شده است چنان كه دماي هواي اين منطقه در سايه فصل تابستان به 50 درجه سلسيوس مي رسد؛ بنابراين اين منطقه قطب گرمايي كره زمين  نيز به شمار مي رود.

منطقه حفاظت شده سالن امتحانات در جنوب شرقي دانشگاه , مرز اين دانشگاه با كوير است و داراي سيماي جذاب طبيعي و جلوه هاي زيبا با دوربين هاي مدار بسته و صندلي هاي چوبي دوره ساسانيان يكي از شاهكارهاي رييس دانشگاه است .

 چاله هاي عميق و صخره هاي پوشيده از آشغال ، جنگل هاي انبوه خار ،‌ دره هاي زيبا و مسئولان حراست با موتورهاي كراس در جاي جاي دانشگاه وجود دارد .

وجود حيات وحش و رويت آنها از  آلاچيق و به لحاظ برخورداري از امكانات اقامتي ، دانشگاه  را به يكي از قطب هاي سياحتي و توريستي كشور تبديل نموده است .

دانشگاه سمنان زيبايي هايي را در خود جاي داده كه مانند آن را در هيچ نقطه ديگري نمي توان مشاهده كرد. با وجود اين همه زيبايي و شگفتي كمتر كسي است كه از آن باخبر باشد و آن را بشناسد. به همين دليل ما بر آن شديم تا كمي از اين شگفتيها و زيبايي ها را توضيح دهيم:

 

 در اين دانشگاه در آن واحد اگه يك درسو با دوتا استاد متفاوت برداري و امتحان بدي يكيشو 2.5 ميشي و يكيشو 17 (در صورتي كه با يك معلومات جفتشونو امتحان بدي).

تو دانشگاه ما پرو‍‍ژه پاياني گرفتن مثل تراشيدن كوه بيستون ميمونه, واقعا سخته.

 وقتي استاد راهنما, پرو‍‍‍ژه رو بهت پيشنهاد ميده كوچكترين اطلاعاتي در مورده پرو‍ژه خودش نداره و از شما به عنوان استاد راهنماي خودش استفاده ميكنه و حالشو ميبره. مثل اين ميمونه كه در مورد گيربكس پروژه بده ولي تاحالا تو عمرش گيربكس نديده باشه ؛حالا ديگه حساب كن كه چه دهني از دانشجو سرويس ميشه تا بتونه پروژه رو انجام بده و دفاع كنه.

اگه هم اعتراض كني انگ احمق بودن و بي شعور بودن بهت ميزنن.

من تو اين دانشگاه از اين انگا زياد خوردم؛ يك ساعت و نيم در مورد پروژم دفاع كردم و استاد ممتهن سرش پايين بود چون اصلا نرم افزارشو بلد نبود و هيچ پيش ضمينه اي در مورد نرم افزارش نداشت؛ بعد شروع كرد به سوالايي كه اصلا ربطي به پروژه نداشت وقتي اعتراض كردم گفت من تاحالا تو اين دانشگاه بي تربيت تر از تو نديدم.

چرا تو اين دانشگاه هركي حرف حق ميزنه و از حقش دفاع ميكنه بيشعور و احمق حساب ميشه  ديگه جز همون زيبايي ها و شگفتي هاشه!!!!

كسي ميتونه به من بگه طبق كدوم قانون اگه ميانترم رو 8 بشي پايان ترم ميتوني 5 بشي؟؟؟ از اين اتفاقات تو اين دانشگاه زياد ميفته.

 حتي ميتوني ميان ترم ندي و دو برابر نمرشو استاد واست حساب كنه كه ديگه اين بستگي به تبحر خودت تو پاچه خواري استاد داره.هرچي تخصصت تو اين امر بيشتر باشه نمرتم بيشتره.

البته يکي از صنايع دستي که قدمتي ديرينه در دانشگاه سمنان دارد خا... مالي استاد است كه وضعيت فعلي آن در دانشگاه سمنان هم از لحاظ کيفيت و هم از لحاظ کميت بسيار مطلوب بوده و مرکز توليد نمره در دانشگاه است. مواد اوليه مصرف شده در خا... مالي  پشم  و پارچه است که در اندازه هاي مختلف تهيه مي شود و براي اساتيد مختلف فرق ميكند. در خا... مالي مي توان به ذوق و هنر دانشجو  پي برد.

3سال از بهترين روزاي عمرمو تو اين شهر و دانشگاه حروم كردم , هيچ خاطره خوبي از اينجا ندارم جز يه دل چركين از اساتيد و دانشگاه و شهر و....   .

 

اينجا انتهاي زمين است ، پايان سرزمين حيات است ، در اينجا گويي به مرز عالم ديگر نزديكيم . در اين كوير خدا حضور دارد.

 دانشگاه ما بهترين دانشگاه دنياست. به خدا جدي گفتم!!!

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم تیر 1389ساعت 1:19 توسط Ali T |

يك دختر دانشجوي ترم اولي و يك دختر دانشجوي ترم آخري چگونه به دانشگاه مي‌روند ؟(طنز)

يك دختر دانشجوي ترم آخري، موبايلش را كوك نمي‌كند. ساعت 8.30 صبح با سر و صداي همخانه‌اي‌هايش از خواب بيدار مي‌شود. دوباره مي‌خوابد. ساعت 8.45 صبح مجدداً با سر و صداي ...

یك دختر دانشجوی ترم اولی چگونه به دانشگاه می رود ...

1. موبایلش ساعت 6 صبح زنگ می زند.2. سریع از جایش بلند می شود.3. دست و صورتش را می شوید.4. چایی درست می كند.5. صبحانه اش را كامل می خورد.6. وسایلی مثل جزوه ، كتاب و ... را داخل كیفش می گذارد.7. مختصری به خودش می رسد.8. لباسش را پنج دقیقه ای می پوشد.9. قبل از ساعت 8 صبح وارد دانشگاه می شود.

یك دختر دانشجوی ترم آخری چگونه به دانشگاه می رود ...

1. موبایلش را كوك نمی كند.2. ساعت 8.30 صبح با سر و صدای همخانه ای هایش از خواب بیدار می شود.3. دوباره می خوابد.4. ساعت 8.45 صبح مجدداً با سر و صدای همخانه ای هایش از خواب بیدار می شود.5. دهن دره می كند.6. به دوستانش فحش می دهد.7. دست و صورتش را نمی شوید.8. سریع یك لقمه نان بیات بر می دارد و گاز می زند و با آب قورت می دهد.9. یكراست می رود جلوی آینه.10. کاری می کند تا جوش های صورتش را پنهان كند.11. برگرد به گزینه 10.12. از ابزار آلات رنگین جهت صفا دادن، استفاده لازم را می برد .13. گزینه 12 را به صورت لازم و کافی مکررا انجام می دهد.14. خطوط و حدود را محكم تر می كشد.15. سیاه و سفیدهای لازم را چک می کند. 16.حدود اجزای صورت را با ابزار، مشخص تر می كند.17.برق اثر های خلق شده را دو چندان می کند تا چشم افراد مورد نظر را در بیاورد.18. مواد لازم نگارگری و نقاشی چهره را داخل كیفش می گذارد.19. تازه می رود سراغ موهایش.20. اول به اندازه یك كف دست به موهایش ژل می مالد.21. یك ربع با موهایش ور می رود.22. موهایش را میزانپیلی می كند.23. روسری سر می كند.24. نصف موهایش را از زیر روسری بیرون می آورد.25. روپوشش را می پوشد و دكمه هایش را با كمك دوستانش می بندد.26. دو ساعت بعد از شروع كلاس وارد دانشگاه می شود.

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم تیر 1389ساعت 14:40 توسط Ali T |

توی یک کلاس خلوت --------------------- دو تا دانشجو اسیرن

دو تا بد شانس، دو تا تنها ---------------- یکیشون تو یکیشون من

قلب استاد مثل سنگه -------------------- سنگ سرد و سخت....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 16:41 توسط Ali T |

  يك دانشجوي كارشناسي ارشد دانشگاه سمنان يكشنبه شب در خوابگاه دانشگاه اقدام به خودكشي كرد. يوسفي معاون فرهنگي دانشجويي دانشگاه سمنان در گفتگو با ايسنا، با تاييد اين خبر، با اشاره به ناموفق بودن اين خودكشي، علت احتمالي خودكشي دانشجوي مذكور را افسردگي و مسائل روحي و رواني بيان كرد. وي افزود: اين دانشجو سريعا با آمبولانس به بيمارستان منتقل شد و تحت درمان اقدامات اوليه قرار گرفت. ضمن آنكه رئيس، معاون فرهنگي و برخي ديگر از مسئولان دانشگاه نيز جهت پيگيري موضوع، در محل حادثه حاضر شدند. معاون دانشگاه سمنان با اشاره به انتقال دانشجوي مذكور به بيمارستاني در تهران و كمك دانشگاه در پرداخت بخشي از هزينه‌هاي درماني اين دانشجو، گفت: طبق آخرين اخبار اين دانشجو هم اكنون در كما به سر مي‌برد. به گفته يوسفي، اين دانشجو براي خودكشي از شيوه خفه كردن استفاده كرده بود. گفتني است، نامبرده دانشجوي ورودي بهمن ماه سال 86 در مقطع كارشناسي ارشد رياضي و اهل اليگودرز مي‌باشد.

شنبه,12 اردیبهشت,1388 - شماره : 2617

روزنامه اعتماد ملی

------------------------------------------

البته طي نتايج بدست امده مشخص شد كه توسط شخص يا اشخاصي كشته شده. كسي كه در مقطع كارشناسي ارشد رياضي درس ميخونه و هيچ مشكلي نداره چطور ميتونه خود كشي كنه؟؟


اين دانشجو هيچ مشكل افسردگي و مسائل روحي و رواني نداشته و تمام مطالبي كه دانشگاه و مطبوعات در اين مورد اعلام كردند دروغي بيش نيست.

در ضمن بر اثر مرگ مغزي از بين رفت كه تمام روزنامه ها و سايت هاي معتبر كشور اعلام كردند كه اين دانشجو براي خودكشي از شيوه خفه كردن استفاده كرده بود .


واقعا براي جامعه تحصيلكرده و مطبوعات و مسئولان دانشگاهي كشورمون متاسفم.

خواهش ميكنم اگه كسي از اين موضوع اطلاعي داره يا قاتل رو ميشناسه تو قسمت نظرات عنوان كنه تا خون اين جوان پايمال نشه.


درد من از حصار برکه نیست ، درد من از زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نمیکند.
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:59 توسط Ali T |

لطفا در خبر نامه دانشگاه عضو بشين تا در جريان جديد ترين خبر ها و اطلاعيه هاي دانشگاه قرار بگيريد.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 15:5 توسط Ali T |

خدا پدر و مادر اين اساتيد دانشگاه آزاد سمنان رو......

من موندم به خدا از دست اين اساتيد چيكار كنم؟؟؟؟

نميدونم اينا چه توقعي از دانشجوي بدبخت دارن آخه؟ عين سگ درس ميخونيم و تو سر خودمون ميزنيم, اخر سر هم يا درسارو  به لطف اساتيد مي افتيم و يا مشروط ميشيم.

نميشه آدم از يه پيكان 58 تو جاده هاي ايران ,توقع  يه bmw2008  رو توي اتوبان هاي آلمان داشته باشه.( شير فهم هست ديگه؟)

بلا نسبت بعضي از اساتيد با سواد و فهميده (استثناء) بقيشون مثل خري ميمونن كه فقط جزوهاي دوره هاي دانشجويي خودشونو حمل ميكنن ,كه اگه اونم ازشون بگيريم با اون آقا خره هيچ فرقي ندارن. به خدا چند بار پيش اومده كه از روي جزوه هم اشتباه درس دادن.

بعضي هاشونم كه نيم ساعت از سر و ته كلاس ميزنن و يه جزوه در به داغون ميگن, بعد سوالاي امتحانشونو از سايت دانشكده هاي خارجي در ميارن و خيال ميكنن كه خيلي ميفهمن و با سوادن.

اگه تونستين درسو يه جوري بگين كه 80% بچه ها بفهمند اون موقع ميتونيد حرفي واسه گفتن داشته باشين, سوال سخت دادن كه هنر نيست.

به نظر شما 20% قبولي (اونم با 10 و 11) چي رو ميتونه برسونه؟

سطح علمي دانشكده؟

درك و فهم و سواد استاد؟

ريختن آبروي دانشجو و يا پر كردن حساب دانشگاه؟

به خدا اگه تو هر دانشگاه ديگه اينقدر زحمت ميكشيديم معدلمون كمتر از 17 نميشد.

به چيه اين دانشگاه دل خوش كنيم آخه؟ به اون ساختمون زيبا و خوشگلش كه بوي دستشوييش تو سالن حال آدمو به هم ميزنه, و يا اون فضاي سبزش و درختاي سر به فلك كشيدش , و يا استاداي خوش اخلاق و با سواد و با شعورش؟

اين هم از وضع انتخاب واحدشون كه اصلا تا 4 ساعت سايت دانشگاه تو هيچ شهري باز نميشد, وقتي هم كه باز شد همه كلاسا پر بود.  ( حالا خدا ميدونه چطوري؟).

اونم از شهرش كه مثل شهر ارواح ميمونه و يه جاي درست و حسابي نداره .

اي كاش

اي كاش

اي كاش

 عدالتي در كار بود.

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 22:35 توسط Ali T |

رفتن به دانشگاه آزاد فرصت های درخشانی رو در مسیر زندگی در اختیار من قرار داد که ذکر چند تایی از اونها خالی از لطف نیست. اگر به دانشگاه آزاد برید...  خوش تیپ بودن رو تجربه می کنید..  

azad_Univercity01.jpg

 با فنون و رموز دوی صحرانوردی به صورت کاملا ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 20:48 توسط Ali T |

لطفا تا آخر متن را بخوانید !

چرا خاتمی؟؟؟؟؟؟؟

این روزها یادداشت و پیامهای زیادی از دوستان دریافت میكنم

بعضی بنده را مورد لطف و تشویق وبرخی مورد توبیخ قرار میدهند

اما با تمام احترامی كه برای این دو گروه قائلم روی سخن این مبحث با گروه سوم است

چرا كه گروه اول راه خود را به خوبی پیدا كرده اند وبر گروه دوم حرف امثال من تاثیر گذار ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 20:39 توسط Ali T |

 

 افزايش بار علمي به طور نا خواسته !

كمبود شديد خواب و كاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقيقه !

 رواج فرهنگ غلط پاچه خاري براي معلمان !

افزايش خشونت عليه حيوانات (خر زني !!!)

 چپ و چول شدن چشمها بر اثر روش هاي غلط تقلبي !

سردرد حاصل از تمركز

+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 12:15 توسط Ali T |


چرا كه سال فقط 365 روز است. در حالی كه:

1) در سال 52 جمعه داریم و میدانید كه جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب 313 روز باقی میماند.

2) حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است كه به دلیل گرمای هوا مطالعه ی دقیق برای یك فرد نرمال مشكل است. بنابراین۲۶۳ روز دیگر باقی میماند.

3) در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است كه جمعا" 122 روز میشود. بنابراین 141 روز باقی میماند.

4) اما سلامتی جسم و روح روزانه 1 ساعت تفریح را میطلبد كه جمعا" 15 روز میشود. پس 126 در روز باقی میماند.

5) طبیعتا" 2 ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است كه در كل 30 روز میشود. پس 96 روز باقی میماند.

6) 1 ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افكار به صورت تلفنی لازم است. چرا كه انسان موجودی اجتماعی است. این خود 15 روز است. پس 81 روز باقی میماند.

7) روزهای امتحان 35 روز از سال را به خود اختصاص میدهند. پس 46 روز باقی میماند.

8) تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دست كم 30 روز در سال هستند. پس 16 روز باقی میماند.

9) در سال شما 10 روز را به بازی میگذرانید. پس 6 روز باقی میماند.

10) در سال حداقل 3 روز به بیماری طی میشود و 3 روز دیگر باقی است .

11) سینما رفتن و سایر امور شخصی هم 2 روز را در بر میگیرند. پس 1 روز باقی میماند.

12) 1 روز باقی مانده همان روز تولد شماست. چگونه میتوان در آن روز درس خواند؟!!
 
 

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 13:34 توسط Ali T |

با سلام.

انتخاب واحدارو دیدین؟

دیدین چه بلایی سرمون اوردن؟

اصلا معلوم نیست ظرفیت ۲۵ نفره چه جوری میشه ۳۰ نفر بدون اینکه ظرفیت باقیمانده از صفر دراد؛بهر حال نور چشمی های دانشگان دیگه، از ما بهترون.

ما که گند زدیم با این انتخاب واحد ایشالا شما خوب انتخاب واحد کرده باشید که البته، بعید میدونم!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 16:7 توسط Ali T |


-----دوشنبه اول مهر:

امروز روز اولي است كه من دانشجو شده ام. شماره ي كلاس را از روي برد پيدا كردم.
توي كلاس هيچ كس نبود، فقط يك پسر نشسته بود. وقتي پرسيدم «كلاس ادبيات اينجاست؟» خنديد
و گفت:بله، اما تشكيل نمي شه(!)و دوباره در مقابل تعجبم گفت كه يكي دو هفته ي اول كه كلاس ها
تشكيل نمي شود و خنديد.

با اينكه از خنديدنش لجم گرفت، اما فكر كنم او از من خوشش آمده باشد؛ چون پرسيد كه ترم يكي
هستيد يا نه. گمانم مي خواست سر صحبت را باز كند و بيايد خواستگاري؛ اما شرط اول من براي
ازدواج اين است كه شوهرم زياد نخندد!

***

دو هفته بعد، سه شنبه:امروز دوباره به دانشگاه رفتم. همان پسر را ديدم از دور به من سلام كرد،
من هم جوابش را ندادم. شايد دوباره مي خواست از من خواستگاري....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 17:57 توسط Ali T |

در ثنای دانشگاه آزاد:
سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، كه تركش موجب بي مدركي است و به كلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي كه آغاز مي شود موجب پرداخت زر است و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سالي دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب...... از جيب و جان كه بر آيد ...... كز عهده خرجش به در آيد

دعاي پاس کردن درس:
الهي ادرکني پاسا ترمي به نمرتي دهي و دوازدهي و حفظا من مشروطي و فلجا استادي و لغوا امتحاني بحق برفا و آلودگي جوا اين دعا رو امشب به همه توصیه کن و تا آخر ترم ديگه درس نخون مطمئن باش جواب ميگيري ...شک نکن...  

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 18:44 توسط Ali T |

1) كدام مورد كوتاه‌تر است؟
الف) مدت خوشحالي بعد از قبول‌شدن در دانشگاه
ب) عمر پدر دانشجويان دانشگاه آزاد
ج) مانتوي خواهران دانشجو
د) پاي فارغ‌التحصيلان نسبت به دستشان

2)در كدام نقطه هنوز واحدي از دانشگاه آزاد احداث نشده است؟
الف) فلات تبت
ب) كوههاي كليمانجارو
ج) جزاير گالاپاگوس
د) قطب جنوب و حومه

3)در مورد غذاي سلف بين كدام دو مورد .....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 18:42 توسط Ali T |

زمان : ساعت هفت صبح
مکان : ورودی دانشگاه آزاد اسلامی

آغاز ترم اول.
بنده خدا ایستاده و داره اینا رو با خودش واگویه می کنه : ” یوهو ، ایول ، منم دانشجو شدم ، هی ” دکتر جاسبی ” روت کم شد؟ دیدی هر کاری کردی نتونستی پسر عموتو بیاری تو دانشگاه؟دیدی به حقم رسیدم؟ یوهو ، ایول دانشجو… ”
بعدشم موبایلشو در میاره و : ” الو؟سلام مامان.آره خودمم آقا مهندس آینده ت… چطوری؟ بابا چطوره؟ دانشگاه؟ خوبه… عالیه. هنوز نرفته همه فهمیدن من قراره ثلث اولو با معدل بیست قبول بشم. همین الان یکی از دانشجوها داشت بهم می گفت بهت واسه هر امتحان پنجاه هزار تومن می دم بهم تقلب برسون… چی؟ من چی گفتم؟ معلومه دیگه گفتم من دنبال پول حروم نیستم. من اومدم خودم قبول شم… باشه مامان… باشه… اگه کس دیگه گفت قبول می کنم. چشم. سلام برسون. خدافظ ”
بعدشم حرکت می کنه بره تو دانشگاه که .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 18:31 توسط Ali T |

منت دانشگاه آزاد را که ترکش موجب بی مدرکی است و به کلاس اندرش مزید بی پولی. هر ترمی که آغاز می شود موجب پرداخت زر است و چون پایان می یابد موجب خالی شدن جیب. پس در هر سالی دو ترم موجود است و در هر ترمی شهریه ای واجب.

از جیب و توان که برآید / کز عهده شکرش به درآید

باران شهریه بی حسابش همه را رسیده و کلاسهای لانه زنبوری اش همه جا کشیده، پرده ناموس دانشجو به واسطه بی پولی ندرد و او را به زبان خوش به بیرون از دانشگاه روانه سازد.

حسابداری دانشگاه را گفته تا فرش اسکناسین بگستراند و معمار دانشگاه را فرموده تا بنای آنچنانی در کوه و بیابان برپا کند.دانشجویان را به خلعت کارشناسی قبای پرخرج لیسانس دربرگرفته و اطفال پشت کنکوری را به آرزوی دانشگاه کلاهی گشاده بر سر نهاده، دیپلمه ی بیکار به قدرت او لیسانس بیکار گشته و لیسانس بیکار به تربیتش دکتر بیکار گشته.

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند / تا تو مدرک به کف آری و به کارش نبری

همه مانند تو سرگشته و بیکار و غمین / طی شده عمر به بی حاصلی و بی خبری

درخبر است که در پایان سالیان دراز تحصیل کوزه ای سفالین کرامت کنند با مدرکی دهان پرکن! تا آن مدرک را بر در کوزه نهاده و آبش بنوشند.

هرگاه که یکی از چاکران درس نخوانده پریشان روزگار دست انابت به امید اجابت به درگاه استاد جلیل القدر و عظیم الشان بردارد، مراد بر مرید نظر نکند، بازش بخواند، باز ناز کند، بازش به اصرار و التماس بخواند، استاد فرماید: ای چاکران شاهد باشید که بر این دانشجوی پررو غضب نمودم و او را از ارفاق های خود محروم کرده و جگرش را خون و چشمانش را گریان خواهم نمود.

عاکفان درگاه استاد به تقصیر مطالعه معترف و واصفان جمالش در پاسخ به سؤالات امتحانی متحیر. یکی از چاکران سر بر آستان استاد نهاده و در امید دیدار استاد مستغرق گشته بود. حالیکه استاد بازآمد حالتها برفت و کرامتها مشاهده شد. یکی از دوستان گفت: از این درگاه که بودی چه مژده ما را کرامت کردی؟ گفت: بخاطر داشتم که چون برسیدم از صولت و جلال استاد چنان لرزه بر پشتم افتاد که جمله آرزوهایم از یاد برفت.

ای کمتر از خیال و گمان و وهم / وز هرچه گفته اند و شنیده ایم و خوانده ایم

تحصیل تمام گشت و به آخر رسید ترم / ما همچنان اقساط شهریه را نپرداخته ایم. 
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 17:27 توسط Ali T |

ولادت مولی الموحدین امیرالمومنین حیدر كرار شیر خدا مولود كعبه وفرا رسیدن روز پدر را خدمت شما دوستان تبریك و تهنیت عرض میكنم. پدرم به یمن لطف تو بختم بلند خواهد شد سرم به خاك رهت ارجمند خواهد شد لبی كه زمزمه درد می كند شب و روز به یمن روی تو پر نوشخند خواهد شد روزت مبارک
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 22:40 توسط Ali T |

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند يک هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاريخ امتحان اشتباه کرده‌اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضيح دهند . بنابر اين آنها براي توجيه غيبت در امتحانشان فكري كردند !
آنها به استاد گفتند : ما به شهر ديگری رفته بوديم که در راه برگشت لاستيک خودرومان پنچر شد و از آنجايی که زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولانی نتوانستيم کسی را گير بياوريم و از او کمک بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم. استاد فکری کرد و پذيرفت که آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند.
چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند. آنها به اولين مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سؤال خيلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند. سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سؤال اين بود :
کدام لاستيک پنچر شده بود...؟!!
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 15:47 توسط Ali T |

.
 
قاءمة الناجحين في البكلريا 2011 | نتایج الباكلوريا 2012في الجزائر | نتائج امتحانات شهادة الثانوية عام 2011 الجزائر | آموزش و پرورش کل کرمان |